حق سکوت در امور جنایی

با توجه به چندین پرونده جنایی مشهور که در سال گذشته به وجود آمده است ، حق سکوت مظنون بار دیگر در کانون توجه قرار دارد. مطمئناً با قربانیان و بستگان جرائم کیفری ، حق مظنون برای سکوت در زیر آتش است که قابل درک است. به عنوان مثال سال گذشته ، سکوت مداوم مظنون به چندین مورد "قتل انسولین" در خانه های مراقبت از سالمندان منجر به سرخوردگی و سوزش در بین اقوام شد که البته می خواستند بدانند چه اتفاقی افتاده است. مظنون دائماً از حق خود برای سكوت در دادگاه منطقه روتردام استفاده می كرد. در طولانی مدت ، این موضوع داوران را نیز آزار داد ، که با این وجود همچنان تلاش می کردند تا مظنون را به کار خود بکشد.

حق سکوت در امور جنایی

دلایل مختلفی وجود دارد که مظنونان ، اغلب به توصیه وکلای خود ، از حق سکوت خود استفاده می کنند. به عنوان مثال ، این می تواند دلایل کاملاً استراتژیک یا روانشناختی باشد ، اما همچنین اتفاق می افتد که مظنون از عواقب موجود در محیط جنایتکار می ترسد. صرف نظر از دلیل ، حق سکوت به هر مظنون تعلق دارد. این یک حقوقی کلاسیک یک ملکی است ، از سال 1926 در ماده 29 قانون آیین دادرسی کیفری تصریح شده است و بنابراین باید رعایت شود. این حق مبتنی بر این اصل است که مظنون مجبور به همکاری با محکومیت خودش نیست و نمی تواند مجبور به انجام این کار شود: "مظنون موظف نیست جواب دهد" الهام بخش این امر منع شکنجه است.

اگر مظنون از این حق استفاده کند ، می تواند از این طریق مانع از این شود که بیانیه وی غیرممکن و غیرقابل اعتماد تلقی شود ، مثلاً به دلیل این که از آنچه دیگران بیان کرده اند یا از آنچه در پرونده پرونده درج شده است ، منحرف می شود. اگر مظنون در ابتدا سكوت كند و اظهارات وی بعداً در سایر اظهارات و پرونده درج شود ، این احتمال را كه وی توسط قاضی باور داشته باشد افزایش می دهد. استفاده از حق سکوت نیز در صورتی که فرد مظنون نتواند پاسخ موجهی به سؤالات از قبیل پلیس داشته باشد ، می تواند یک استراتژی خوب باشد. از این گذشته ، همیشه می توان بیانیه ای را در اواخر دادگاه بیان کرد.

با این حال ، این استراتژی بدون خطر نیست. مظنون نیز باید از این امر آگاه باشد. اگر مظنون دستگیر شود و در بازداشتگاههای مقدماتی قرار گیرد ، تجدیدنظر در مورد حق سکوت ممکن است به معنای آن باشد که زمینه برای تحقیقات برای پلیس و مقامات قضایی باقی بماند ، بر این اساس بازداشت پیش از موقت برای مظنون ادامه می یابد. بنابراین ممکن است که فرد مظنون به دلیل سکوت خود مجبور به ماندن در بازداشتگاه های طولانی مدت باشد تا اینکه اظهاراتی داشته باشد. علاوه بر این ، این امکان وجود دارد که پس از عزل پرونده یا تبرئه شدن مظنون ، در صورتی که خود مقصر باشد ادامه ادعای بازداشت مقدماتی ، به مظنون خسارت اعطا نمی شود. چنین ادعای خسارت قبلاً چندین بار در این زمینه رد شده است.

یک بار در دادگاه ، سکوت برای فرد مظنون نیز بدون عواقب نخواهد بود. از این گذشته ، اگر مظنون هیچ صراحتی را ارائه نكرد ، چه در اظهارات شواهد و چه در حكم ، قاضی می تواند در حكم خود سكوت كند. به گفته دیوان عالی هلند ، در صورت وجود مدارك كافی ، سكوت مظنون حتی می تواند در محكومیت نیز مؤثر باشد و فرد مظنون توضیح دیگری ارائه نداده باشد. از این گذشته ، سکوت مظنون را قاضی می توان درک و توضیح داد: "مظنون همیشه در مورد درگیری خود سکوت کرده است (...) و به همین دلیل مسئولیت آنچه انجام داده است مسئولیت را به عهده نگرفته است" در چارچوب این جمله ، مظنون را می توان به خاطر سكوت خود مقصر دانست كه وی توبه نكرده یا از اقدامات خود پشیمان نیست. اینکه آیا قضات از حق سکوت توسط مظنون برای اجرای حکم استفاده کنند ، به ارزیابی شخصی قاضی بستگی دارد و بنابراین می تواند در هر قاضی متفاوت باشد.

استفاده از حق سکوت ممکن است مزایایی برای فرد مظنون داشته باشد ، اما مطمئناً این امر بدون خطر نیست. درست است که حق مظنون برای سکوت باید رعایت شود. با این حال ، وقتی این پرونده مطرح می شود ، قضات به طور فزاینده سکوت مظنونین را به ضرر خود می دانند. از این گذشته ، حق سکوت مظنون در عمل به طور مرتب مغایرت دارد با افزایش نقش در دادرسی کیفری و اهمیت قربانیان ، بازماندگان بستگان یا جامعه با پاسخ های روشن به سوالات.

اینکه آیا در پرونده شما عاقلانه است که از حق سکوت در جلسه دادرسی پلیس یا در جلسه رسیدگی استفاده کنید ، بستگی به شرایط این پرونده دارد. بنابراین مهم است که قبل از تصمیم گیری در مورد حق سکوت ، با یک وکیل کیفری تماس بگیرید. Law & More وکلا متخصص در حقوق جزا هستند و از ارائه مشاوره و / یا کمک خوشحال هستند. آیا شما قربانی هستید یا خویشاوند زنده مانده و آیا در مورد حق سکوت سؤال دارید؟ حتی پس از آن Law & Moreوکلا برای شما آماده هستند

اشتراک گذاری